گفتگوی مجله تماشا با سعید هرمزی (بخش پنجم)
آیا آثاری دارید که خودتان ساخته باشید؟
بله، آثاری دارم. برای مثال، چهارمضرابی در دستگاه اصفهان و تقریباً در هر دستگاه چندین پیشدرآمد و قطعاتی که هنگام نوازندگی به ذهنم میآید و مینوازم. وقتی نوار ضبط میکردم، به من میگفتند که قطعاتی که مینوازید، خودساخته هستند؛ همینها را بنوازید، مهم نیست که اثر شما باشد یا دیگری. مسئله اصلی، حفظ ردیفها و شیوه نوازندگی است.
وضعیت موسیقی و هنرمندان در پنجاه، شصت سال پیش چگونه بود؟
من زیاد با هنرمندان معاشرت نداشتم، زیرا به دلیل محدودیتهای شدید خانوادگی نمیخواستم کسی مرا به خاطر سازم بشناسد. به همین دلیل، اطلاعات زیادی از وضعیت هنرمندان ندارم، جز اینکه هنرمندان واقعی در خانوادههای اصیل، نزد استادان خانگی تعلیم میدیدند. البته گروهی هم به نام مطرب بودند که کارشان سرگرمی مردم عادی بود و حتی سازهایشان نیز متفاوت بود. از آنجا که مردم به شدت به مذهب پایبند بودند، معمولاً هنرمندان برجسته و خوانندگان در تعزیه تکیه دولت که هر سال با شکوه برگزار میشد، به مردم معرفی میشدند و انتخاب آنها نیز روش خاصی داشت.
هر سال عدهای به روستاها و شهرهای مختلف میرفتند و افرادی را که صدای خوشی داشتند، به تهران میآوردند. بین شش ماه تا یک سال به آنها تعلیم میدادند تا برای خواندن بخش خاصی آماده شوند؛ اینطور نبود که هر کسی بتواند نقش حضرت علیاکبر را بخواند. یکی مرجع سلامتی از همین هنرمندان، اقبالالسلطان بود که در خدمت مظفرالدینشاه به تبریز رفت و کار دیوانی انجام داد و هنوز هم شهرت دارد. تنها هنرمندانی که میشناختم، درویشخان و میرزا حسینقلیخان بودند. چند شبی نیز با قمر در شیراز برنامه داشتیم که واقعاً قمر با شخصیت فوقالعاده و شیوه خوانندگی خاص خود، همه را مسحور کرد.
برای احیای سازهای ملی و سنت اصیل موسیقی ایرانی چه اقداماتی انجام دادهاید؟
راستش را بخواهید، هیچ. تنها باید از تلاشهای مرکز اشاعه موسیقی ملی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران قدردانی کنم که گروهی از هنرمندان قدیمی را گرد هم آورده و سنتهای کهن موسیقی ایرانی را به جوانترها آموزش میدهد. این مرکز با کمک همین هنرمندان، سازهای قدیمی را میسازد، موسیقی محلی ایران را جمعآوری میکند و کارهای بسیار مفید دیگری انجام میدهد که میتواند گام مؤثری برای حفظ موسیقی ایرانی باشد که رو به زوال بود. البته من نمیگویم همه کارشان را رها کنند و فقط موسیقی واقعی را بشنوند یا روی آن کار کنند. موسیقی جاز جای خود را دارد و موسیقی ایرانی نیز جای خود را. مهم این است که باید از درهم آمیختن موسیقی ایرانی با موسیقی کشورهای دیگر جلوگیری کرد تا به اصالت موسیقی ما لطمهای وارد نشود.
صحبت از ساخت ساز در مرکز اشاعه موسیقی کردید. آیا استادانی بودند که در ساخت سازهای قدیمی شهرت داشته باشند؟
بله، استادانی بودند که در ساخت ساز مهارت داشتند. برای مثال، تار یحییخان معروف است. استاد فرجالله نیز بود. سهتار را حاج طاهر میساخت. اخیراً سازهای نریمان و عشقی شهرت دارند که هنرمندان قدیمی حتماً یکی دو نمونه از آثار این استادان را دارند که هر یک ارزش زیادی دارد. سازهایی که مرکز اشاعه موسیقی میسازد، بسیار خوب هستند، زیرا استادان موسیقی مرتباً آنها را امتحان میکنند تا اگر ایرادی دارند، برطرف شود. من خودم یکی از این سازها را دارم که با آقای دکتر صفوت تغییراتی برای بهبود صدای آن اعمال کردیم تا ببینیم نتیجه چه خواهد شد.
هرمزی در حالی که سهتارش را به من نشان میدهد، بیاختیار ناخن بر سیمها میکشد و چهارمضرابی از ساختههای خود را در دستگاه اصفهان مینوازد. در شور و غوغای طربانگیز ساز او، عبور بیرنگ آفتاب را از شیشههای رنگین پنجدری به چشم میبینم. روزی دیگر گذشته است؛ روزی از ۳۶۵ روز ۷۶ سال عمر، عمری در کنار قصههای مهربان سازش.