وصیت‌نامه هنری دلکش

بخش‌هایی از وصیت‌نامه هنری دلکش، خواننده برجسته موسیقی دستگاهی ایران، که در آذرماه ۱۳۴۹ در هفته‌نامه سپید و سیاه منتشر شده بود، در ادامه آورده شده است:

دلکش در وصیت‌نامه خود به اهمیت قدردانی از کسانی که در مسیر پیشرفت هنرمند نقش داشته‌اند، اشاره می‌کند. او می‌گوید: «بسیاری از همکارانم از من فاصله گرفتند، اما من هرگز بدون آن‌ها احساس فراغت نکردم. حتی اگر کسی برای لحظه‌ای در کنار شما بود و کوچک‌ترین اثری در پیشرفتتان داشت، او را فراموش نکنید و خود را همیشه مدیونش بدانید. تواضع، چیزی از مقام و منزلت هنرمند کم نمی‌کند.»

او بر اصالت و خود بودن تأکید می‌کند و می‌افزاید: «سعی کنید پیش از آنکه دیگری باشید، خودتان باشید. من بیش از یک ربع قرن آواز خواندم و با آوازم نقش‌های زیادی از زیستن و زندگی کردن را ایفا کردم. اگر ناله‌ای به دل نشست، آن ناله دل من بود، نه ناله دل دیگری. من هرگز مقلد نبوده‌ام و در وصیت خود ذکر می‌کنم که هیچ‌چیز مانند تقلید، آدمی را به باد نمی‌دهد.»

عزت نفس از دیگر نکات مهمی است که دلکش به آن اشاره دارد: «عزت نفس برای من اگر مهم‌ترین چیز نبود، شاید یکی از مهم‌ترین‌ها به شمار می‌رفت. هرگز زیر بار حرف زور نرفتم، تا جایی که یک بار حاضر شدم همه چیزم، یعنی خوانندگی‌ام را از دست بدهم، اما زیر بار حرف زور نروم. یک هنرمند باید همیشه شخصیت خود را حفظ کند و اگر در موردی حق با اوست، از حق خود دفاع کند.»

رابطه با مردم نیز برای او از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است: «هرگز به یاد ندارم که بین خود و مردم دیواری که سبب جدایی من از آن‌ها گردد دیده باشم، چراکه من همیشه خود را جزئی از مردم می‌دانم و قبل از اینکه به خودم تعلق داشته باشم، به مردم تعلق دارم و به صراحت می‌گویم که بدون آن‌ها هیچم. با همه هم‌رنگ بوده‌ام و در میان هر طبقه خود را هم‌ردیف آن‌ها احساس کرده‌ام، به طوری که قبل از من، آن‌ها این احساس را کرده‌اند. «مردم‌داری» یکی از رموز پایداری من بوده است و شاید مهم‌ترین رمز، چون تنها مردم هستند که در عین بت‌سازی، قدرت بت‌شکنی نیز دارند.»

دلکش توصیه‌هایی نیز به خوانندگان جوان دارد: «گاهی می‌بینیم که خوانندگان موزیک ایرانی جوان ما وقتی گرد هم می‌نشینند، از تک‌خال خود صحبت می‌کنند. از من به این جمع که صمیمانه دوستشان دارم و آرزوی موفقیت پایدار برایشان می‌کنم؛ چرا هر یک از خود یک تک‌خال به‌جا می‌گذارند و سعی نمی‌کنند همه ترانه‌هایشان تک‌خال باشد؟ از شرق «ام کلثوم» و از غرب «شارل آزناور» همه بر این عقیده‌اند که زیاد خواندن هنر نیست، خوب خواندن هنر است.»

در پایان، او به اهمیت انتقاد اشاره می‌کند: «بعضی‌ها از انتقاد به‌جا می‌رنجند. از من به همه وصیت؛ از انتقاد بی‌جا هم نباید رنجید، چه رسد به انتقاد بجا! انتقادی که این‌قدر شخص را می‌سوزاند و ناراحت می‌کند، مهم‌ترین عامل برای پیشرفت یک هنرمند محسوب می‌گردد.»