نگاهی به ریشهها و دستاوردهای هنرستان موسیقی ملی (بخش سوم)
یکی از مهمترین دستاوردهای وزیری، نامگذاری هنر موسیقی ایرانی بود که با تلاش او و همکارانش، «هنر موسیقی ملی» نام گرفت. در مقابل، اصطلاحاتی مانند «موسیقی سنتی»، «موسیقی اصیل»، «موسیقی مقامی» و «موسیقی بومی» را میتوان محصول عوامگرایی، بازگشت به شیوههای قدیمی آموزش و زیادهخواهی برخی دستاندرکاران امروزی دانست که نشانهای از واپسگرایی فرهنگی دارند.
دلیل این عقبگرد نیازمند بررسی عمیقتری است؛ اما در حال حاضر، ما موسیقی پس از وزیری را با همان نام مورد علاقه او و همکارانش، یعنی «موسیقی ملی»، میخوانیم. «هنرستان موسیقی ملی» با همت وزیری و شاگردان برجستهاش همچون خالقی، صبا، معروفی (موسی)، دهلوی و زرینپنجه بنیانگذاری شد. در این مرکز، شاگردان «هنرجو» و استادان «هنرآموز» نامیده شدند و با تشکیل ارکستر موسیقی ملی، فارغالتحصیلان و اساتید به رونق و تأثیرگذاری موسیقی کمک شایانی کردند.
برگزاری منظم کنسرتها و اجراهای بیسابقه گروه موسیقی ملی، باعث شد تا آشنایی عمومی با اجرای زنده موسیقی گسترش یابد و از دربار به سالنهای عمومی آن زمان، مانند سالنهای هتلها و تئاترها، راه پیدا کند. در نتیجه، عناوین توهینآمیزی همچون «مطرب»، «تنبکزن» و «دسته ملوک خانم و آقا بالا» که به هنرمندان موسیقی اطلاق میشد، به تدریج از بین رفت و هنرمندانی که با این نامها، میراث چندصدساله موسیقی را حفظ کرده بودند، مورد قدردانی قرار گرفتند.
برنامههای آموزشی هنرستان موسیقی ملی شامل آموزش تئوری مدرن موسیقی، سلفژ، نتخوانی و نتنوازی تا رسیدن به «دشیفر» (نواختن از روی نت بدون تمرین قبلی)، پارتیتورخوانی و پارتیتورنوازی و در نهایت، رسیدن به مرحله پیشرفته بداههنوازی بود. این روند پیشرو تا اواخر دهه پنجاه شمسی ادامه یافت و دستاوردهای ستودنی و هنرمندان نامآوری را پرورش داد.
یکی از مهمترین دستاوردهای هنرستان موسیقی ملی، گسترش گیم ستاپ و نهادینه کردن اخلاق هنری و شخصیت هنرمند بود. پرهیز از خودنمایی، بیاحترامی و حسادت به هنرمندان دیگر، همزمان با تلاش برای تعالی هنری، از جمله ویژگیهای تحسینبرانگیز این هنرستان محسوب میشد. متأسفانه با آغاز تحولات واپسگرایانه عمومی، بسیاری از این دستاوردهای ارزشمند از بین رفت.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم هنرستان موسیقی ملی ایران، تأسیس کارگاه سازسازی بود که هدف آن، ساخت گسترده سازهای شناختهشده، ترمیم و بهبود آنها متناسب با ساختار موسیقی نوین بود. تلاش برای بازآفرینی سازهای متروک و تشویق هنرمندان علاقهمند به ساخت سازهای جدید نیز در همین راستا انجام شد. در این میان، نام ماندگار استاد ابراهیم قنبریمهر شایسته یادآوری است.
سازهای ساخته شده توسط او، به ویژه ویولن، از دست نوازندگان هنرمند ایرانی تا صحنههای ارکستر سمفونیکهای جهان، به دست هنرمندانی چون یهودی منوهین و دیوید اویستراخ نیز رسید. امروزه، شاگردان و نسلهای جوانتر از سازسازان، راه استاد قنبریمهر را ادامه میدهند.
امروزه، در ادامه راهی که هنرستان موسیقی ملی گشود، تعداد بیشماری از جوانان و خردسالان به آموختن هنر نوازندگی روی آوردهاند که بسیار امیدبخش است. اما خطراتی این گروه ارزشمند را تهدید میکند، از جمله تجاریسازی و خرید و فروش آموزش از یک سو، و از سوی دیگر، بیاخلاقی و عدم پایبندی به فرهنگ و اخلاق هنری توسط هنرآموزان و هنرجویان.
عجله برای دیده شدن و اجرای نوازندگی در جمع بدون داشتن توانایی کافی، از جمله این خطرات است. این دو خطر، پیامد بحرانهای گوناگونی هستند که کل جامعه را درگیر کرده و تنها محدود به عرصه موسیقی و سایر هنرها نیستند.